خرید بک لینک

یه سری آدما هستن که روز آدمو میسازن. راننده اسنپ نازنین،یه مرد چهلو خورده ای ساله، با لهجه ی باحال اصفهانی، تند وتخس.مودب، اعصاب رانندگی داشت، یکی زرتی جلوش میپیچید اصن واکنش بدی نشون نمیداد

حس امنیت میداد و در عین حال میگفتو میخندید. گفتم کاش همه راننده اسنپا شبیه شما پر انرژی بودن. گفت آجی! من نهایت نیم ساعت در خدمت بقیه م، این نیم ساعتو میشه اخم کنم و بداخلاق باشم، میتونمم اینجوری باشم

برچسب: نویسنده: آریا رادمنش تاريخ: شنبه 18 تير 1401 ساعت: 2:15

زده کبود کرده یه جوری که هر کی نگا کنه اول چشمش میره سمت گردنم! با اینکه دیشب بش تذکر دادم علی جان!!! میگه نگران نباش عزیزم. منم دیگه نگران نبودم عزیزم، تا رفتم سر آینه! میگه جرم که نکردیم:) آره جرم نکردیم گل پسر ولی نمیخواسم انقدم تابلو باشیم:) 

برچسب: نویسنده: آریا رادمنش تاريخ: شنبه 18 تير 1401 ساعت: 2:15

نشستم روی نیمکت آموزشگاه، دوتا دختر ۱۰ ساله کنارم نشستن، خیلی بامزه دارن راجع به استادشون صحبت میکنن، خیلی پر شور و هیجان خییلی بامزه خیلی... دوست داشتم جاشون بودم 

چقدرم تیپا خوب شده! پشمام ریخته 

برچسب: نویسنده: آریا رادمنش تاريخ: شنبه 18 تير 1401 ساعت: 2:15

صفحه بندی